تبليغاتX
نوشته های دلهای شکسته

نوشته های دلهای شکسته

اگه یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود میفهمم که راهم را اشتباه رفته ام دکتر علی شریعتی

1.شهوت

2.حسادت

3.شکم پرستی

4.حرص و طمع

5.تنبلی

6.غرور

7.خشم

+نوشته شده در چهارشنبه 21 مرداد1388ساعت1:3توسط SOS & BAND | |

چند روز پیش که برای گرفتن چنتا نقشه در خیابان ولیعصر می‌رفتم این صحنه را دیدم.
این آقا که محمد نام داشت در روز ۸ مارس (روز جهانی زن) برای حمایت از زنان ایرانی روسری پوشیده و روی تی‌شرت‌اش هم نوشته است : مرگ بر مرد سالاری !
چند فریم بیشتر عکس نگرفتم تا مزاحم حرکتش در اعتراض به مردسالاری نباشم. بعد از تمام شدن کارم از کسبه‌ی اطراف میدان ولیعصر شنیدم که توسط پلیس دستگیر شده است.

خیلی مرده


+نوشته شده در یکشنبه 18 مرداد1388ساعت1:48توسط SOS & BAND | |

روز اول که دیدمش بدجوری بهم خیره شده بود.
بعداً فهمیدم که چشماش چپه و داشته پیکان 57 رینگ اسپرت دو متر اونور تر رو نگاه میکرده
!

یه آه از ته دل کشید
.

بعداً فهمیدم که آه نبوده و آسم داره
.

بهش یواشکی یه لبخند زدم، ولی اون قیافه جدی مردونش رو عوض نکرد. این خودداریش واسم خیلی جذاب بود
.
بعداْ فهمیدم که خودداری نبوده، بلکه تاحالا تو کف اون پیکان 57 بوده و تازه متوجه من شده بود
!!
آروم و با عشوه اومدم جلوش، دیدم تند تند داره بهم چشمک میزنه. کارش به نظرم با مزه اومد
.
بعداً فهمیدم که تیک داره و پلک زدنش دست خودش نیست
.
اومد یه چیزی بگه ولی از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود
.
بعداً فهمیدم این بشر خدادادی هول هست و لکنت زبون داره
.
سرش رو از شرمش انداخت پایین و گفت س س س سلام
.
بعداً فهمیدم از شدت شرمش نبوده و میخواسته من دندونهای زردش رو نبینم
.
بعد از یک سری اسم و فامیل بازی، ازم پرسید آخرین کتابی که خوندی اسمش چیه!؟ گفتم: اَ...اَ...یادم نیست. گفت: چه جالب، نویسندش کیه!؟ از این تیکه بامزش خندم گرفت
.
بعداً فهمیدم که تیکه نبوده و بیچاره چیزی به اسم IQ اصلاْ نداره
.
بوی عطرش بدجوری مستم کرده بود
.
بعداً فهمیدم بوی عطر نبوده، بلکه
...
بهم گفت بیا یه کم قدم بزنیم. این حرفش خیلی به نظرم رمانتیک بود
.
بعداً فهمیدم شاش داشته و میخواسته به سمت توالت عمومی حرکت کنیم
.
ازش پرسیدم دانشگاه میری؟ گفت آره، مدرسمون تو دانشگاهه! از این شوخ طبعیش خیلی خوشم اومده بود
.
بعداً فهمیدم که اصلاً هم شوخ طبع نیست و منظورش مدرسه افراد استثنایی توی دانشگاه شهید بهشتی بوده
!
بهش گفتم داره دیرم میشه. گفت اگه میشه شمارت رو بده که بهت زنگ بزنم، من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو مبایلش. ولی هیچوقت زنگ نزد
!
بعداً فهمیدم کادوی تولد 30 سالگیش یه مبایل اسباب بازی بوده که همه جا با خودش میبردتش
!

نکات مهم
:
1
ـ چقدر چیز میشه بعداْ فهمید
!!
2
ـ آدم منگل هم دل داره
!!

سوال هوش هفته: این دختره چه جوری این همه چیز رو بعداً فهمید! (جواباش رو واسه من بفرستین)

+نوشته شده در شنبه 17 مرداد1388ساعت3:32توسط SOS & BAND | |

قبل از ازدواج
مرد: آره، ديگه نمی‌‌تونم بيش از اين منتظر بمونم
زن: می‌‌خواهى من از پيشت برم؟
مرد: نه! فکرش را هم نکن
زن: منو دوست داری؟
مرد: البته!
زن: آيا تا حالا به من خيانت کردی؟
مرد: نه! چرا چنين سوالى می‌‌کنی؟
زن: منو مسافرت می‌‌بری؟
مرد: مرتب!
زن: آيا منو می‌‌زنی؟
مرد: به هيچوجه! من از اين آدما نيستم !
زن: می‌‌تونم بهت اعتماد کنم؟
بعد از ازدواج (متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوانيد)

+نوشته شده در پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت22:3توسط SOS & BAND | |

چطوری می شه گفت که تو یک پسر ایرونی هستی!؟

 

اگر که شما فروشنده ماشین باشی و در آن واحد خواننده

اگر که پشت سر خانومت با مادرت غیبت کنی

اگر که به کنسرت بری ولی هیچوقت خواننده را نبینی و همرا ه با نوشیدنی توی کریدور بایستی و دختر ها رو دید بزنی

اگر که هیچوقت حلقه عروسیت رو به دست نداشته باشی

اگر که حدود 35 سال سن داشته باشی اما روی سرت مو نباشه

اگر که همیشه برنامه تلویزیون های ایرانی رو تماشا بکنی اما همیشه از برنامه بد اونها گله داشته باشی

اگر که از کسی تقاضای ازدواج کنی و اونها بخوان بدونن که تو از خودت خونه داری

اگر همسرت رو طلاق دادی اما همچنان اجازه نمی دی که اون با کسی دیگه قرار بذاره

اکر که در ایران مخ پزشکی هستی اما در اینجا در چلو کبابی کار می کنی

اگر که 3 تا پیجر و 2 تا مبایل حمل می کنی ولی هیچ وقت کسی بهت زنگ نمی زنه

اگر که ادعا می کنی که پدرت بهترین دوست شاه بوده

اگر که خونه نداری و هنوز بی کاری اما بی .ام. و می رونی

اگر که مجبوری بیشتر از یکبار در روز اصلاح کنی

اگر که در ایران یک قهرمان 4 ستاره بودی اما حالا در واشینگتون دی سی راننده تاکسی هستی

: اگر که ازت سوال کنن
where are you from?

و تو جواب بدی که ایتالیایی اما همچنان توی دستت تسبیح داشته باشی


اگر که اسپاگتی با ماست داشته باشی اما با قاشق به جون ته دیگ بیفتی

اگر که دوستاتو برای شام دعوت کنی و پیتزا سفارش بدی ولی هنوز یه مقدار برنج اضافی دم کنی

اگر که باور کنی که هیچکس بهتر از ما نمی تونه کباب درست کنه

اگر که سگ داشته باشی اما اجازه ندی که داخل خونه بیاد

+نوشته شده در سه شنبه 13 مرداد1388ساعت1:1توسط SOS & BAND | |

مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید. تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید. (این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)

۱. ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.
۲. چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید
۳. به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند.

۴. سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید.انگشت شصت نمایانگر والدین است. انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند. به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.
۵. لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.
۶. اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.
۷. انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهرهای عاشق هستند که برای تمام عمر با هم می مانند. عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند. انگشت شصت نشانه والدین است. انگشت دوم خواهر و برادر. انگشت وسط خود شما. انگشت چهارم همسر شما و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است.

+نوشته شده در شنبه 27 تیر1388ساعت2:31توسط SOS & BAND | |

سلام به همه دوستای گلم

شرمنده از اینکه خیلی وقت بود نبودم کار داشتم مشغول بودم

سعی میکنم که سر بزنم  و.......ووووو عید مبارک پوستون دارم ۱۰ تااااااا

  

 

+نوشته شده در سه شنبه 11 دی1386ساعت12:21توسط SOS & BAND | |

salam dostan omidvaram ke haleton khob bashe sharmande khili vaghte ke kardaram enshalah ba\d az mehr baraton post mizaram

felan by

doseton daram

see you

+نوشته شده در شنبه 17 شهریور1386ساعت4:40توسط SOS & BAND | |

خصوصيات آقا پسرها از 14 تا 28 سالگي

سن 14 سالگی: تازه توی اين سن ، هر رو از بر تشخيص ميدن! (اول بدبختی)

سن 15 سالگی: ياد می گيرن که توی خيابون به مردم نگاه کنن! ... از قيافه خودشون بدشون مياد!
سن 16 سالگی: توی اين سن اصولا راه نميرن٬ تکنو می زنن! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنيس هم گيتار می زنن!
سن 17 سالگی: يه کمی مثلا آدم ميشن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن!
سن 18 سالگی: هر کی رو می بينن ، تا پس فردا عاشقش ميشن! ... آخ آخ! آهنگهای داريوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه!
سن 19 سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تيز ميشن ، ابی گوش ميدن!
سن 20 سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ... ستار گوش ميدن که نفهمن چی شده!
سن 21 سالگی: زندگی رو چيزی غير از اين بچه بازيها می بينن! مثلا عاقل ميشن
سن 22 سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال يه آدم حسابی می گردن!
سن 23 سالگی: يکی رو پيدا می کنن! اما مرموز ميشن! ديدشون عوض ميشه!
سن 24 سالگی: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته! اصلا لياقت عشق منو نداشت!
سن 25 سالگی: عشق سيخی چند؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نيست!
سن 26 سالگی: اين يکی ديگه همونيه که همه ی عمر می خواستم! ... افتخار مي دين غلامتون بشم؟!
سن 27 سالگی: آخيـــــــــــش!
سن 28 سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نميومدم!!!

+نوشته شده در پنجشنبه 8 شهریور1386ساعت22:22توسط SOS & BAND | |

آرزویم این است :


نتراود اشک در چشمان تو هرگز مگر از شوق زیاد


نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز


و به اندازه هر روز هر لحظه


تو عاشق باشی


عاشق آنکه تو را می خواهد


و به لبخند تو از خویش رها می گردد


و تو را دوست بدارد


به همان اندازه


که دلت می خواهد ..


 اما اگر تو بمانی .....


           روزی را برایت خواهم ساخت

            که شبیه اش تاکنون نبوده .و شاید دیگر

           نخواهد بود.

           ما در آفتاب خواهیم راند.

           ما در باران خواهیم تاخت.

            و با درختان حرف خواهیم زد.

           و باد را پرستش خواهیم  نمود.

           اما اگر تو بروی

           من درک خواهم کرد.

         پس به قدر پرکردن دستانم برایم عشق بگذار.

 

اگر تو بروی, دور شوی, دور شوی ...

+نوشته شده در پنجشنبه 8 شهریور1386ساعت1:9توسط SOS & BAND | |